مرتضى راوندى

229

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

است مىنويسد : در ايران بهاى كالاهاى مختلف ارزان است . در تهران ، پايتخت كشور ، « يك خانواده كه مركب از يك شوهر و يك زن و دو طفل باشد ، با روزى ده شاهى براحتى و با روزى يك قران با كمال خوشى ، زندگى مىنمايد و حال آنكه همين خانواده در پاريس با پنجاه فرانك نمىتوانند اينطور زندگى كنند . » « 1 » نرخ بعضى اجناس - مخبر السلطنهء هدايت مىنويسد : « نرخ بعضى اجناس را ياد كنيم كه چه بود و چه شد ؛ خصوص پس از جنگ اخير به كيلو و ريال - در سال 1323 قمرى قبل از مشروطيت : برنج هر كيلو 2 / 1 ، گوشت 1 / 1 ، روغن 7 ، پنير 3 / 1 ، سبزى 5 / 0 ، هيزم 15 / 0 ، نان 5 / 0 - در سال 1367 قمرى ( متزلزل ) : برنج 15 ، گوشت 40 ، روغن 130 ، پنير 50 ، سبزى 6 ، هيزم 8 / 0 ، نان 6 ريال ، سابق مستبد بوديم و دور از تمدن ، حال دموكراتيم وارد به تمدن . » « 2 » چند سند دربارهء گرانى سال 1316 قمرى در تهران در اين‌باره ، « مؤلف افضل التواريخ ، مىنويسد : « گندم هر روز در ميدان كم آمد و آرد به خبازخانه دير رسيد و كسر آورد و خبازان و اهل شهر محتاج به گندم خمسه و ساوه و عراق شدند . . . و خبازان قيمت نان را بالا بردند و در آرد ، سبوس و خاك اره و بعضى چيزهاى ديگر مخلوط كردند و بر نمك نانها افزودند و شاطران نانواخانه ، به دستور استادان خبازخانه ، در پختن نان و نان درآوردن از تنور ، اهمال مىكردند كه مردم در دكهء نانوايى دوپشته و سه‌پشته جمع شوند و از نبودن نان هراسان شوند و به قيمت گران بخرند ، و اگر از هر ده سير نان فقط هفت سير نان به ايشان دادند ، از بيش و كم دم نزنند و به بردن همان هفت سير نان بجاى ده سير قانع شوند . » بر اثر اين اوضاع : « . . . قيمت گندم بالا رفت و ملاكين گندمهاى خود را در انبار ذخيره كرده منتظر شدند كه قيمت خروار گندم را به پنجاه تومان و بيشتر برسانند . » چون روزبروز ، وضع ناگوارتر و غوغا بيشتر مىشد ، دولت به منظور رفع مشكل گرانى و پايين آوردن نرخ گندم و نان ، مجلسى به نام « مجلس انتظام نرخ » از معتمدين شهر تشكيل داد . افضل الملك ، در اين خصوص ، مىنويسد « جناب مستطاب صدر اعظم ( ميرزا على اصغر خان اتابك ) نهايت اهتمامات را به عمل آورد و دقتها كرد و اصناف را خواست و ضررها كشيد و گماشتگان كافى و بيغرض در سر اين كار گماشت كه ترتيبى فراهم آمد و عمل نان منظم شد . و مردم از قحط و غلا جستند ؛ و جناب صدر اعظم ديدند هركس را بر سر انتظام نرخ بگمارند ، باز از ملاكين و محتكرين رشوه مىگيرد و قيمت نان را بالا مىبرد و مردم شورش مىكنند . از براى انجام اين كار ، حاجى محمد حسن كمپانى ، امين سابق دار الضرب را برگزيد . مجلس انتظام نرخ ، به رياست حاجى محمد حسن كمپانى امين الضرب ، نخستين كارى كه كرد اين بود كه از مالكان و محتكران گندم و جو خواست تا گندم خود را كه به خروارى 20 تومان رسيده بود ، به خبازان بدهند و بهاى آن را از قرار خروارى ده تومان ، دريافت كنند . افضل الملك ، در بيان اين اوضاع ، چنين نوشته است : « اين تاجر بىطمع و مستغنى از مال ، ( حاجى محمد حسن ) براى انجام اين خدمت ، منتخب شد . وى خدمتى به دولت و ملت

--> ( 1 ) . كنت گوبينو ، سه سال در ايران . ص 45 . ( 2 ) . خاطرات و خطرات . پيشين ، ص 139 .